عفو وبخشش
معلم یک کودکستان به بچه های کلاس گفت که میخواهد با آنها بازی کند . او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدمهایی که از آنها بدشان میآید ، سیب زمینی بریزند و با خود به کودکستان بیاورند.
فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به کودکستان آمدند .
در کیسهء بعضی ها 2 بعضی ها 3 ، و بعضی ها 5 سیب زمینی بود.
معلم به بچه ها گفت : تا یک هفته هر کجا که می روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند .
روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکایت از بوی سیب زمینی های گندیده . به علاوه ، آن هایی که سیب زمینی بیشتری داشتند از حمل آن بار سنگین خسته شده بودند .
پس از گذشت یک هفته بازی بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند.
معلم از بچه ها پرسید : از اینکه یک هفته سیب زمینی ها را با خود حمل می کردید چه احساسی داشتید ؟
بچه ها از اینکه مجبور بودند ، سیب زمینی های بد بو و سنگین را همه جا با خود حمل کنند شکایت داشتند.
آنگاه معلم منظور اصلی خود را از این بازی ، این چنین توضیح داد : ..........این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدم هایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگه می دارید و همه جا با خود می برید . بوی بد کینه و نفرت قلب شما را فاسد می کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می کنید . حالا که شما بوی بد سیب زمینی ها را فقط برای یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور می خواهید بوی بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید ؟
خصومت نگرشی در بر دارنده ارزیابی منفی و نفرت آمیز از دیگران می باشد که این نگرش منجر به ایجاد رفتارهای پرخاشگرانه توأم با نفرت و کینه ورزی می گردد. پژوهشهای انجام شده بیانگر وجود رابطه بین خصومت و بیماریهای قلب و عروق می باشد
آیا واقعا شانس ،انرژی مثبت و انرژی منفی واقعیت دارند؟ یا خرافه ای بیش نیستند؟ در این مقاله سعی شده است كه با دیدگاه علمی و غیر متعصبانه به آن پرداخته شود. ابتدا باید در مورد انرژی و ماهیت آن صحبت كنیم . خیلی ازمردم نمی دانند كه دنیایی كه در آن زندگی می كنیم از چه چیزی ساخته شده است پس ابتدا طبق نظریه های علمی به این موضوع می پردازیم كه دنیا از چه چیز ساخته شده است :
دنیای اطراف از ماده و انرژی ساخته شده است : ماهیت انرژی هنوز به طور كامل كشف نشده است اما می دانیم كه انرژی با فركانس نیز سنجیده می شود . هرچه فركانس یك انرژی بالاتر باشد قوی تر است .
ماده از چه ساخته شده است ؟ از ملكول ، ملكول از چه ساخته شده است ؟ از اتم ، اتم از چه ؟ از پروتون و الكترون و نوترون .
الكترون جرم ندارد و در حقیقت فقط انرژی است . پروتون تمام جرم اتم را در بر دارد . و اما پروتون از چه ساخته شده است ؟... در كتاب استفان هاوكینگ آمده است : " تقریبا بیست سال پیش چنین فكر می شد كه پروتونها و نوترونها ذراتی بنیادین هستند ولی آزمایشهایی كه در آنها پروتونها با سرعت زیادی به پروتونها یا الكترونهای دیگر برخورد می كردند نشان داد كه آنها در واقع از ذرات كوچكتری تشكیل یافته اند و آنها كوارك هستند . "
و اما آخرین سوال كوارك ها از چه ساخته شده اند ؟ جواب سوال را خود استفان هاوكینگ به ما داده است می دانیم كه استفان هاوكینگ بزرگترین دانشمند زنده قرن است . او می گوید كوارك ها از انرژی ساخته شده اند . پس می توانیم بگوییم همه چیز در این دنیا از انرژی ساخته شده است . چون طبق نظریه نیوتون جهان از ماده + انرژی ساخته شده است و فهمیدیم كه اخیرا كشف شده است كه ماده نیز از انرژی ساخته شده است . تنوع نوع ماده در دنیا به فركانس و طول موج انرژی مربوط می شود اگر همه چیز در دنیا دارای یك فركانس و ارتعاش بود همه چیز یكی می شد . هرچه فركانس بالاتر باشد پس جنس لطیف تر می شود . لطیف ترین جنسی كه قابل دیدن و لمس كردن است آتش است . و سخت ترین سنگ و فلز هستند كه ارتعاش پایینی دارند . و اما ما می خواهیم بپردازیم به جنسهای لطیف و در آنها كنكاش كنیم . افكار ما و خاطرات و ذهن ما ماده ای هستند با انرژی و فركانس بسیار بالا بخاطر همین غیر قابل دیدن هستند . اما می بینیم كه قابل درك هستند . برای همین است كه وقتی فكر می كنیم یا درس می خوانیم گرسنه می شویم چون از توان موجود در خود برای تولید انرژی فكر استفاده كرده ایم و حال باید انرژی از دست رفته را بر گردانیم . طی آزمایش بسیار دقیقی كه در یكی از دانشگاههای آمریكا در سال 1965 انجام گرفت دانشجویی را بر روی ترازویی با حساسیت بسیار بالا قرار دادند و از او خواستند كه كه یك ضرب 5 رقمی را در 5 رقمی انجام دهد و هنگام محاسبه مشخص شد كه وزن دانشجو در حد بسیار كم افزایش یافته است . بنابر این انرژی نیز وزن دارد . پس افكار منفی و مثبت هر كدام دارای وزن و ارتعاش خاص خود هستند .و حتی می توانند بر روی محیط اطراف و انسانهای دیگر تاثیر بگذارند . به خاطر همین است كه وقتی موسیقی ملایم گوش می دهیم آرام می شویم اما وقتی به موسیقی تند و خشن گوش می كنیم مشوش می شویم این تنها به خاطر تفاوت فركانسهای دو موسیقی می باشد .
رمز و راز دنیایی كه در آن زندگی می كنیم در انرژی و ماهیت آن نهفته است . وقتی با دید انرژی به هستی نگاه كنیم می توانیم خیلی از ناشناخته ها را كشف و برای تمام عجایب دلیل بیاوریم . البته این نكته بسیار ضروری است كه بدانیم : ما هیچگاه نمی توانیم بگوییم طرز فكر خاصی عین واقعیت است و طبیعت دقیقا از همین قانون پیروی می كند زیرا انیشتین می گوید : " جهان هستی مانند ساعتی است كه بر روی دیوار نصب شده است ما هیچگاه نمی توانیم به درون ساعت نگاه كنیم ما از شواهد و قرائنی كه وجود دارد ( مثل عقربه ها و اعداد روی صفحه ) و از رفتاری كه جهان دارد مثل حركت عقربه ها قانون درونی آنرا حدس میزنیم اما هیچ گاه نمی توانیم بگوییم كه دقیقا داخل ساعت همانطور كه ما حدس زده ایم كار می كند . ما فقط باید دستگاهی را بوجود آوریم كه جهان هستی آن را تایید كند . این دستگاه یكتا نیست ، بلكه می توان بیشمار دستگاه ایجاد كرد كه طبیعت هم با همه آنها سازگار باشد و ما تنها می توانیم نسبت به دستگاه خاصی بگوییم كه فلان چیز صحیح و فلان چیز غلط است . " و این همان نظریه نسبیت انیشتین است كه در بسیار ساده شده است . بنابر این ما همیشه بدنبال آن هستیم كه دستگاهی را بوجود آوریم كه جواب خیلی از سوالهای ما را داشته باشد و تا به امروز انرژی اكثر آنچه كه در سالهای پیش عجایب خوانده شده است را پاسخ داده است مثل كارهای عجیبی كه مرتاض های هندی انجام می دهند . تنها كاری كه مرتاض ها انجام می دهند بالا بردن ارتعاشات بدن و ذهن است . به خاطر همین می توانند حتی از دیوار رد شوند اجسام مختلفی را بدون درد و خونریزی وارد بدن كنند زیرا ارتعاشات خود را بالا برده اند و بدن تبدیل به یك ماده با انرژی بسیار بالا شده است و بنابراین عكس العمل ها و رفتار متفاوتی را از خود نشان می دهد . اما چطور می شود ارتعاش را بالا برد .این مسئله بحث بسیاری دارد كه در این جا در یك یا دو صفحه نمی توان گفت فقط می توان به این نكته اشاره كرد كه یكی از راهها تمركز كردن است .
خیلی وقتها وقتی به چیزی كه معتقد هستیم به سرمان می آید مثلا معتقدیم كه بعد از هر خنده گریه هست . این باعث می شود كه ناخودآگاه ما انرژی هایی از خود ساتع كند كه در جهان هستی تاثیر گذار باشد . ناخودآگاه دوست دارد ما را به سمتی ببرد كه ما معتقد به ان هستیم بنابر این ما را به سمت گریه كردن می كشاند . و ما در تمام لحظات بدون اینكه خودمان بدانیم به سمت گریه كردن سوق پیدا می كنیم كه در نهایت علت آنرا پیدا می كنیم (نا خودآگاه آنرا پیدا می كند ) و گریه می كنیم . انرژی افكار ما در محیط پخش می شود و روی همه چیز تاثیر می گذارد . احتمالا حتما برای شما پیش آمده كه از محل و یا مكانی متنفر باشید و دوست نداشته باشید كه به آنجا بروید این مسئله دقیقا به خاطر وجود انرژی های منفی موجود در آنجا است كه روی شما تاثیر گذاشته و شما به صورت ناخودآگاه از آنجا فراری می شوید . و هزاران پدیده دیگر كه علت همه آنها انرژی است . در مورد شانس هم همینطور است :
وقتی ما احساس كنیم خوش شانس هستیم بر روی محیط و جهان هستی تاثیر می گذاریم . فكر ما احساس ما و باور های ما باعث می شود انرژی هایی در دنیا پخش شود كه ما را به سمت خوش شانسی هدایت كند . و همین طور هم بدشانسی هر انسانی كه معتقد است بسیار بد شانس است همیشه بدشانسی می آورد . بین افرادی كه می شناسیم خیلی ها را می بینیم كه به بدشانسی خود معتقد هستند و همچنان بد شانسی می آورند . بهتر است از این به بعد فكر كنیم خوش شانسیم . بهر حال اگر هم هیچ تاثیری نداشته باشد این فایده را دارد كه روحیه بهتری برای زندگی داریم و در خلی از موقعیتها از اعتماد به نفس بهتری برخوردار خواهیم بود . :
"ما انسانها اکنون همانی هستیم كه در كودكی آینده خود را تصور می كردیم "
شما در كودكی چه طور خود را تصور می كردید آیا هم اكنون همان نیستید؟ پس اگر آینده موفق فرزندانمان را می خواهیم بیایید از هم اکنون امید و تصور مثبت از آتیه خویش را به آنها بیاموزیم
شما به کدام تيپ شخصيتي نزديکتر هستيد، تيپ A يا تيپ B ؟!
به طور کلي ما از نظر خصوصيات شخصيتي وابسته به دو تيپ A یا B هستيم. افرادي که ويژگيهاي شخصيتي مانند: استبداد، حمايت کننده، احساساتي، تحمل ابهام، دلواپسي، نياز شديد به پيشرفت، خشونت، پرانرژي، رقابت جو، جاه طلب، بي حوصله و ستيزه جو و … را دارا هستند، به عنوان تيپ A مطرح مي شوند. روانشناسان شخصيت تيپ A را به عنوان افراد پيچيده احساساتي تعريف مي کنند که در کساني مي توان مشاهده نمود که همواره در يک حالت تهاجمي در کشمکش هستند و براي رسيدن به هدف با افراد و عوامل ديگر مقابله مي کنند. و در مقابل شخصيت هايي که آرام ، صبور و ميانه رو هستند، به عنوان تيپ B مطرح مي شوند.
نتايج تحقيقاتي که براي روي انواع شخصيت ها صورت گرفته است، نشان مي دهد که تيپ A همبستگي بالايي با فشار عصبي و خطرات جسمي ناشي از آن دارد. کارکنان تيپ A فشار شغلي قابل ملاحظه اي را تحمل مي کنند، اين افراد کساني هستند که :
1- ساعتهاي طولاني تحت فشار عصبي وقت و حجم زياد کار فعاليت مي کنند.
2- معمولاً کار را شبها و در اوقات تعطيل به خانه مي آورند و قادر به استراحت نيستند.
3- مرتباً خود را مقايسه مي کنند و استانداردهاي بالاي بهره وري را براي خود منظور مي دارند.
4- آنها بيشتر به وسيله شرايط کار سرخورده مي شوند، از کارهاي ديگران خشمگين مي گردند و مورد سوء تفاهم روساي خود قرار مي گيرند.
تفکر عموم بر اين است که افراد تيپ A آمادگي بيشتري نسبت به بدترين نتايج فشار عصبي يعني حمله هاي قلبي دارند. يک پزشک محقق اخيراً اشاره کرده : کار آلوده بودن، هميشه عجله داشتن، متعرض بودن به ديگران، لزوماً چيز بدي براي قلب نيست. آنچه براي قلب مضر است اين است که ميزان بالايي خصومت و عصبانيت داشته باشيد و هنگامي که با افراد روبه رو مي شويد زحمت پنهان کردن آن را به خود ندهيد.
چگونه تيپ A را از تيپ B تشخيص دهيم؟
بايد توجه داشت که هر کدام از تيپ هاي شخصيتي A و B داراي ويژگيهاي خاص خود هستند که با توجه به آن مي توان، تيپ A را از تيپ B تشخيص داد. در ادامه به ويژگيها و نيم رخهاي شخصيتي تيپهاي A و B اشاره مي کنيم:
1- تيپ A هميشه در حال حرکت است، در حالي که تيپ B نگران وقت نيست.
2- تيپ A سريع راه مي رود، اما تيپ B صبور است.
3- تيپ A سريع مي خورد، اما تيپ B به آرامي و با آرامش کامل غذاي خود را ميل مي نمايد.
4- تيپ A سريع حرف مي زند و مکالمه تند دارد، اما تيپ B لاف نمي زند و کند سخن مي گويد.
5-لحن کلام تيپ A شديد است، اما تيپ B لحن کلام ملايمي دارد.
6- کيفيت کلام تيپ A زمخت، محکم و کوتاه است، در حالي که کيفيت کلام تيپ B يکنواخت است.
7- تيپ A بي صبر است و پاسخ آني به سئوالات مي دهد، اما تيپ B صبور است و پيش از پاسخگويي به سئوالات مکث مي کند.
8- تيپ A دو کار را با هم انجام مي دهد، اما تيپ B از عهده انجام تنها يک کار برمي آيد.
9- تيپ A آه فراوان مي کشد، اما تيپ B به ندرت آه مي کشد.
10- حرکات چهره تيپ A کشيده، خصمانه و ابروها درهم است، اما تيپ B چهره اي آرام و دوست داشتني دارد.
11- تيپ A در حال بازي به برد و باخت فکر مي کند، اما تيپ B براي تفريح بازي مي کند نه پيروزي.
12- تيپ A زمان فراغت ندارد، اما تيپ B بدون احساس گناه مي آسايد و تحت فشار پايان وقت نيست.
13- تبسم تيپ A در گوشه لب است، اما تيپ B تبسم گسترده دارد.
14-خنده تيپ A خشک است، در حالي که تيپ B خنده اي نرم، لطيف و خوش آيند دارد.
15-ذهن تيپ A با ارقام پر است، اما تيپ B سعي در به خاطر سپردن اعداد و ارقام نمي کند.
16- تيپ A موفقيتها را با کميت اندازه گيري مي کند، اما تيپ B کيفيت را مدنظر دارد.
17- تيپ A انگلشتان خود را زياد فشار مي دهد، اما تيپ B به ندرت اين کار را انجام مي دهد.
18- تيپ A اغلب در تلاش براي تسلط به طرف مقابل است، اما تيپ B به ندرت اين کار را انجام مي دهد.
19- تيپ A به طور مداوم، در فشار کمبود وقت است، اما تيپ B هرگز عجله ندارد.
20- تيپ A از کار خود رضايت ندارد و براي طي کردن درجات بالا تلاش مي کند، در حالي که تيپ B از کار خود راضي است.
قانونمندی طبیعت
گاهی اوقات به این نکته فکر می کردم که ممکن است راههایی در زندگی باشد که شایدکمترکسی امتحان کرده باشدو به عبارت دیگر با تغییر دیدگاه و عملکرد نسبت به دنیا و قوانینش بشود متفاوت شد و نتیجه دیگری از ادامه زندگی گرفت. تا اینکه به مطالب زیبا و منحصر به فرد خانم اسکاول شین در خصوص قوانین طبیعت برخوردم ، مفاهیمی که در کتاب مقدس قران و احادیث ائمه اطهار ما مسلمانان نیز به اشکال مختلف بیان شده است اما وقتی امروز پیشرفت علم و معلومات بشری نیز بر آن تکیه زده و به زبان دیگری از سوی مبلغین ادیان دیگر نیز تشریح می شود بیش از قبل به حقیقت "قانونمندی یکسان" آن در سراسر جهان و هر زمان پی می بریم. قوانینی که اگر در زندگی رعایت شود شاید بسیاری از دغدغه ، نگرانی و سردرگمی های ما به پایان برسد و قطعا بسیاری از بیماری های روحی و جسمی که نتیجه همین افکار بیمار است نیز زمینه بروز نیابد و با ارتباط سالم و خالصانه با خالق و مخلوق لذت واقعی را از زندگی و قوانین هدفمندش ببریم.
یکی از مهمترین قوانین هستی: قانون خالی شدن ( خلا) است
این قانون میگوید : همیشه خلا باعث جذب میشود
هر چه خلا بیشترباشد جذب بیشتر است. به عنوان مثال برای جا دادن مبلمان جدیدی که خریده اید قبل از هر چیز باید جای آن را در اتاق شلوغئ که پر از اسباب است باز کنید. مادامئ که جایی باز نشود و یا بعضی از وسائل بلااستفاده از اتاق بیرون برده نشود ممکن نیست که بتوانیم مبلمان را در اتاق جای داد و از آن لذت برد.
به طور کلی یکی از راههای بدست آوردن حتی ثروت ، همین قانون خلا است ، شما تا موقعی که پول اندوزی کنید و پول خودتون را در راهی درست خرج نکنید ، راهی برای دریافت موهبت های الهی برای خود باز نمی کنید .
زندگی هم همینطور است. اگر ما میخواهیم مواهب الهی را جذب کنیم باید ابتدا جائ خالی باز کنیم.اگر میخواهید برنامه ریزیها - تلاشهای جسمی- تلقین- تجسمات و تلاشهای ذهنیتان نتیجه دهد و اگر میخواهید دعاها و نیایشهایتان نتیجه دهد اول باید جا باز کنید و درون را خالی کنید. این خالی کردن درون در همه ابعاد انسانی قابل بررسی است.
خلا ذهنی و خلا دل اولین خلا است که باید ایجاد شود.
خلا از هر انچه بیهوده در آن جای دارد. هر انچه وجودش زیانبار است و یا سودی ندارد. از کینه ها نفرت ها انتقامها حسادتها ، حسرت ها، یاس و ناامیدی سوظن و بدخواهی و کج اندیشی و خلاصه همه آنچیزهایی که ذهن و دل ما را بی سبب پر کرده اند. ذهن و دلی که از این چیزها آکنده است دیگر جای خالی برای پذیرش و جذب موهبتهائ الهی ندارد. تحقیقات نشان داده زمانيكه ذهن انسان پر از نفرت است كبد، قلب، معده و روده نميتوانند كار خودشان را به خوبي انجام دهند و انرژی روانی انسان بجای کمک به نیازهای اساسی شخص صرف درگیری با این هیجانات منفی می شود و بالعکس زمانيكه ما احساس خوشي و شادي ميكنيم به دلیل همسویی انرژی مثبت هیجانات تمام اعضاي بدنمان بهتر كار ميكند. احساسات و باورهاي ما مستقيماً بر روي اندامهاي فيزيكي اثر ميگذارد و اثر آن در بعضي از موارد ما را از غده يا سرطان نجات ميدهد و گاهي اوقات ما را دچار آن ميكند.
اما چطور می توان ذهن ودل را از این چیزهای جاگیر رها کرد و جا برای پذیرش نعمت ها و موهبتهای الهی باز کرد؟
راههای ایجاد خلا
بخشیدن : یکی از راههای ایجاد خلاء بخشیدن دیگران است. بخشیدن اول از همه لطفی است که ما به خود میکنیم تا میدان ذهنمان خالی شود و یکی از نتایج مهم آن آرامش روانی ناشی از این گذشت است که ابتدا به خودمان بر می گردد . علت آن نیز معلوم است چون با نیت و اراده هدفمند در خلاف جهت انرژی های منفی حرکت کرده ایم و اجازه حاکمیت نیروهای منفی را بر سرتاسر روان مثبت بین خود نداده ایم.
ان الله تعالی عفووا یحب اللعفو خداوند بخشاینده است و بخشایش را دوست دارد.
راستي نسبت به دشمنانتان چه احساسي داريد؟ البته دشمن كه نه، كسانيكه در اطراف شما هستند و گاهي شما را با كارهايشان اذيت ميكنند. زمانيكه به آنها فكر ميكنيد نفرت تمام وجودتان را فرا ميگيرد يا بر عكس با عشق و علاقه به آنها فكر ميكنيد. هر چه قدر با خشم با آنها مقابله كنيم اينگونه از افراد در زندگيمان زياد ميشوند.
خشم و كينه شبيه توپ پينگپنگ ميباشد. هر چه قدر محكم تر زده شود محكم تر بر ميگردد. هر چه قدر خشم و كينه شما عميقتر باشد انعكاس آن بيشتر خواهد بود. شما آنگونه كه فكر و احساس ميكنيد تجربه خواهيد كرد. از كوزه همان برون تراود كه در اوست.
هیچ انسانی دشمن مطلق و بدون سود برای ما نیست
حتما شنیدید که عدو سبب خیر گردد گر خدا خواهد . هر چند این پند- قدرت ،لطف و عنایت خدا نسبت به بندگان ؛ قانون علت و معلولی جهان هستی ،و مصداق این ضرب المثل است که چاه کن همیشه ته چاست. اما اگر فراتر از عادات فکریمان و عمیق تر ازقبل به انسانهای اطرافمان( حتی آنهایی که به نظرمان دشمنی در حقمان می کنند) نگاه کنیم ، در می یابیم که هر انسانی یک حلقه زنجیر از زنجیره خیر و لطف الهی است در زندگی ما که بدون وجود این اسباب ، آن خیر الهی که بر گرفته از قانون منظم هستی است ، جامع و کامل برایمان محیا نخواهد شد و چون میوه نارسی است که قبل از تکامل انتظار شیرینی و پختگی آنرا داریم .طبیعی است که خواص آن میوه در تکامل آنست.برخی انسانها آگاهانه و بعضا کاملا ناآگاهانه به ظاهر سد آسایش ، رشد و حرکت ما میشوند اما گاه آنها مانند سرعت گیرهای یک خیابان به ظاهر خلوت و آماده برای سرعت و سبقت گرفتن ماهستند که هرچند ابتدا ناخوشایند به نظر می رسند اما وقتی به 4راه بعد رسیدیم و سرعت زیاد یک تریلی را دیدیم که در مسیر تقاطع از جلوی ما عبور کرد، متوجه اهمیت آن سرعت گیرشده و نجات جان خویش را مدیون حضور آن سرعت گیر به ظاهر دشمن و مزاحم خواهیم دانست.
شما برونگرایید یا درون گرا ؟
برونگرايي و درونگرايي اصطلاحاتي است كه "يونگ" وضع كرده و حاكي از دو نوع شخصيت متناقض است. فعاليت كلي يا شوق و كشش در شخص برونگرا آفاقي (يعني متوجه دنياي خارج) و در درونگرا انفسي (يعني متوجه درون شخص) است.
درونگرا، كسی است كه در خود فرورفته و برای تطبيق خويش با برخی از واقعيتها، دچار مشكل میشود. واكنشهای فرد درونگرا، همواره با نوعی عقبنشينی و يك "بازگشت استراتژيك"همراه است. برای يك درونگرا "من درونی" است كه اهميت دارد. چنين شخصی، از رفتارهای بيرونی و كارهای جنجالی و پرسر و صدا خودداری میكند. او از نظر فكری دارای غنای تفكر و قوهی تشخيص نيرومندی بوده ولی درعوض دچار كمبود ارتباط، حالت تجرد فكری بيش از حد و فرار از مسائل قابل لمس و محسوس است كه اين نقاط ضعف، میتواند او را در هنگام اقدام، از كار بيندازد.
برونگرا، کسی است که دنيای بيرونی برای او، پايه و اساس است. بهطور طبیعی، چنين شخصی میتواند بدون هيچگونه دشواری، خويشتن را با دنيای بيرون تطبيق دهد. اينگونه افراد، بيشتر در جامعه شكوفا میشوند و بهدنبال فعاليتهای ملموس هستند. به همين دليل، بهنظر میرسد كه اينگونه اشخاص نسبت به درونگراها، خود را بهتر با زندگی وفق میدهند. برونگراها، بهطور معمول شخصيتی پرتحركتر، افكاری نهچندان عميق و پخته و حس انتقادی "غيرشخصی" دارند. بهعبارت ديگر، ضمير ناخودآگاه اينگونه افراد، از غنای كمتری برخوردار است.
بهطور كلی، نمیتوان روی افراد درونگرا يا برونگرا ارزشگذاری كرد. همين اندازه میتوان گفت كه آنان با يكديگر متفاوتاند.معمولاً اينطور گفته ميشود كه برونگرايي بيشتر از آنكه رفتاري اكتسابي باشد، خصيصهاي است كه با آن به دنيا ميآييد و خودتان نقشي در انتخاب، كاهش يا افزايش آن نداريد.
حتي اگر اين موضوع درست باشد، و شما فردي كاملاً درونگرا هم باشيد باز هم اميدي براي كسب برخي خصوصيات افراد برونگرا وجود دارد. براي ايجاد تغيير و تحول در خودتان بايد هميشه سه اصل را رعايت كنيد:
1. با گروههاي مختلف مردم راحت باشيد (آدمها را دسته بندی ذهنی نکنید)
2. خودتان باشید و ملاقات با ديگران را سخت نگيريد(سعی کنید طبیعی رفتار کنید)
3. بدون نگرانی از قضاوت دیگران باب گفتگو را باز كنيد
کشتی نجات در انتهای جزیره نا امیدی
باز مانده
تنها باز مانده ی یک کشتی شکسته به جزیره ی خالی از سکنه افتاد.او با دلی لرزان از خداوند خواست تا کمکش کند و اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذراند, اما کسی نمی آمد.سر انجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها برای خود کلبه ای کوچک بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محیطی محافظت کند.اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود, به هنگام برگشتن متوجه شد که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود.بدترین اتفاق ممکن افتاده بود و همه چیز از بین رفته به نظر می رسید.
فریاد زد: خدایا! چطور راضی شدی این بلا سر من بیاید؟ من که همیشه دلم به یاد تو بود, چطور دلت آمد با من چنین کنی؟
او به سختی شب را در آن جزیره ی سرد گذراند.صبح روز بعد, با صدای بوق کشتی ای که به سمت جزیره میآمد از خواب پرید. کشتی آمده بود که نجاتش دهد.مرد خسته از نجات دهندگانش پرسید: از کجا فهمیدید من اینجا هستم؟آنها جواب دادند: ما متوجه علائمی که دیروز با دود میدادی شدیم!
و آنگاه بود که او به حکمت سوختن تنها امیدش در آن جزیره که ناشی از لطف حکیمانه خدا بود پی برد.
(آری گاه لطف الهی در لباس بلا می آید اما باید صبر کرد و نا امید نشد تا نتیجه این حکمت و خیر و رحمت پنهان روشن شود, وقتی اوضاع خراب می شود, نا امید شدن آسان است اما به یاد داشته باش, اگر در زندگی ، تنها داشته و آخرین امیدت سوخت و خاکستر شد، ممکن است دودهای برخاسته از آن علامت و پیامی باشد که لطف ، عنایت و کرامت خداوند را به کمک بطلبد.و این وعده الهی است که خداوند با صابران است و حقیقتا که او خلف وعده نخواهد کرد.)
اسکاول شین می گوید:
توکل به خدا چون راه رفتن روی سیم شل است .
تردید و ترس سبب می شود که تعادل و توازن را از دست بدهید و به ورطه تنگدستی و محدودیت بیفتید .البته اشکالی ندارد چون توکل به خدا نیز مانند سیرک بازی تمرین می خواهد . مهم نیست که چند بار شکست بخورید ، مهم آنست که دگر بار برخیزید و از نو آغاز کنید . چندی نخواهد گذشت که توازن و تعادل برایتان به صورت عادت در خواهد آمد .خدا به زمان نیاز ندارد و هرگز دیر نمی كند. راههای خدا خردمندانه و چاره های او حكیمانه است.
شکر گزاری کلید فراوانی و برکت الهی است. وقتی فکری کرده و تشکر میکنیم بیشتر جذب میکنیم. هر روز صبح به خاطر آنچه که دارید و آنچه که هستید شکرگزاری کنید آنگاه نقشه زندگی خودرا به دست طراح الهی بسپاریدتا اوضاع خودرا کامل و عالی بیابید.كسی كه با خدا همراه شد، شكست ناپذیر می شود و جایی که راه نیست خداوند راه می گشاید . به محض آرام شدن دریای افکار، کشتیهای نجات از راه خواهند رسید.
نیایش
دعا ونیایش بهترین شیوه بکارگیری قانون جذب و خلق آرزوها و رویاهاست و البته باید کسی که دعا می کند با ایمان و یقین دعا کند تا به نتیجه دلخواه برسد. در هنگام دعا کردن باید احساس کنی که دعای تو مستجاب است و راز مستجاب الدعوه بودن در همین موضوع مهم است . امام صادق (ع) می فرماید : «هر چیزی را که از خداوند خواستی بر این باور باش که آن را به تو داد.» و خداوند در آیه 186 سوره بقره می فرماید: «و چون بندگانم درباره من از تو پرسش کنند [بگو] من نزدیکم و دعای دعا کننده را وقتی که مرا بخواند اجابت می کنم.» حقیقت این است که خداوند منتظر ماست تا هر چه می خواهیم به ما ارزانی دارد و اگر ما دریافت کمی داریم قصور از خود ماست. (گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست؟!) او به راحتی با قانون جذب به هر شکلی آنچه ما بخواهیم به ما عطا می کند. از دیدگاه انرژیکی دعا، انرژی بسیار زیادی دارد. ارتعاشات دعا از فرکانسی بسیار بالایی برخوردار است. انرژی حاصل از دعا بر تمام ذرات کائنات اثر می گذارد و تمام کائنات را با خود هم فرکانس می کند و در نتیجه آنچه می خواهیم به واقعیت تبدیل می شود.
اعظم طیرانی؛ کارشناس ارشد روانشناسی شخصیت