مکانیسم دفاعی چیست وچه نقشی در بهداشت روانی دارند؟

مکانیسم‌های دفاعی فرآیندهای ذهنی ناخودآگاهی هستند که توسط ایگو به کار گرفته می‌شود تا تعارض‌های موجود بین چهار قطب اصلی زندگی درونی فرد (غریزه، واقعیت، افراد مهم (شی درونی و وجدان) را حل کند. در اختلالات شخصیت مکانیسم‌های دفاعی فرد جزیی و مسلط است یعنی مکانیسم‌دفاعی کم، سطح پایین و اغلب اوقات چند مکانیسم غالب‌اند و غیرمنعطف با موقعیت به کار می‌روند. مكانيزمهاي دفاعي بكار مي‌روند تا فرد را از احساس بي‌كفايتي و بي‌ارزشي من يا ايگو بازدارد و راههايي براي سازش با اضطراب، شكست و آسيب رواني هستند. مكانيزمها هم داراي كنش‌هاي مثبت و هم داراي كنش‌هاي منفي هستند و بسته به عدم انعطاف و افراط و تفريط در استفاده از آنها غيرانطباقي مي‌توانند محسوب شوند براي مثال اگر فرافكني خيلي كم باشد فرد علت تمام شكستها را به خود نسبت داده و بي‌كفايتي و نالايقي احساس مي‌كند (كنش مثبت فرافكني) و به افسردگي دچار مي‌شود. اگر فرافكني خيلي زياد استفاده شود فرد براي تمام مسائل سايرين را سرزنش كند و تمام تمايلات ناپسند خود را به آنها نسبت دهد دچار پارانوئيا شده و روابط بين فردي خود و تماس خود را با واقعيت مسئله از دست مي‌دهد. (كنش منفي فرافكني) بنابراين مكانيسم‌هاي دفاعي در سطحي نسبتاً ناخودآگاه به صورت خودبخود و عادتي بكار مي‌افتند و علاوه بر كاستن سطح اضطراب و حفظ ارزش‌مندي و كفايت ايگو به درجاتي موجب خودفريبي و تحريف واقعيت مي‌شوند.

انواع مکانیسم‌های دفاعی 

1ـ خیال‌پردازی: وقتی شخص قادر نیست به آروزها و اهداف خود برسد آنچه را که در واقعیت به آن دست نمی‌یابد (نظیر ثروت، تحصیل، ‌ازدواج، ترفیع مقام، دوستان) در دنیای خیالپردازی آسان و بی‌دردسر دست می‌یابد. این مکانیسم در افراد اختلال شخصیت اسکیزوئید بیشتر دیده می‌شود زیرا آن‌ها به دلیل ترس از جمعیت یک زندگی تصوری از دوستان در درون خود ایجاد می‌کنند.

2ـ تجزیه (dissociation) فرد مثل شخصیت افسانه‌ای پولیانا به جای حالات عاطفی ناخوشایند خود، حالات خوشایند بنشاند و آن‌ها را فراموش می‌کنند و این عواطف به نوعی انکار می‌شوند. شخصیت‌های نمایشی که از لحاظ هیحانی سطحی هستند از این مکانیسم زیاد استفاده می‌کنند.

3ـ جداسازی (isolation): فرد جنبه‌های هیجانی فکر یا موضوع را حذف می‌کند و یا یک خاطره را با تمام جزییاتش بدون توجه به حالت هیجانی اساسی همراه آن یادآوری می‌کند، جزشناختی و افکار مربوط به مسئله دست نخورده باقی می‌ماند. این مکانیسم در افراد اختلال شخصیت وسواسی غالب است زیرا آن‌ها افراد منظم و از لحاظ هیجانی سرسخت و رسمی هستند.

4ـ عایق سازی هیجانی و توجیه: این مکانیزم از طریق کاهش انتظارات و آرزوها و محدود کردن عواطف و هیجان‌ها از نگرانی و تشویش درونی می‌کاهد. در افرادی که عزت نفس پایین دارند و خود را شکست خورده می‌دانند با مکانیسم توجیه راه هر موفقیتی را از پیش برای خود می‌بندند. در واقع نوعی انفعال در این مکانیزم دیده می‌شود و فرد در برابر موقعیت‌هایی نظیر بیکاری یا زندان، زندگی محدود و بدون آرزو را می‌پذیرد و از رقابت اجتناب می‌کند و آن را با محدود کردن آرزوهایش توجیه می‌کند.

5ـ دلیل‌تراشی:‌ فرد افکار و احساسات و انگیزه‌های خود را نسبت به یک موضوع تغییر می‌دهد و آن‌ها را به افکار و هیجانات و انگیزه‌هایی نسبت می‌دهد که موجه‌تر و مقبول‌ترند بدین ترتیب از اضطراب احساس گناه و شرمساری مربوط به انگیزه و فکر اصلی اجتناب می‌کند.

6 ـ باطل‌سازی (undoing): فرد برای رهایی از احساس گناه و عذاب وجدان و خنثی کردن عمل یا فکر نادرست خود کارهایی انجام می‌دهد از قبیل عذرخواهی یا اقرار به اشتباه، ابراز پشیمانی، ‌ریاضت کشیدن، پذیرش تنبیه، این مکانیزم در اجبارهای عملی مبتلایان اختلال وسواسی ـ جبری غالب است.

7ـ جبران: فرد برای جبران نقایص و کمبودهای خود در یک زمینه از تلاش و پیشرفت در زمینه‌های دیگر استفاده می‌کند. این مکانیزم دفاعی است در برابر احساس حقارت ناشی از شکست‌های واقعی یا خیالی (ادراک شده از سمت فرد). این مکانیزم به فرد کمک می‌کند برای پوشاندن نارسایی‌های خود در جهت اکتساب توانایی‌های جدید و کسب تعالی گام بردارد.

8 ـ جابجاسازی: فرد در این مکانیسم احساسات و هیجانات خود را از یک فرد یا موقعیت به فرد یا موقعیت دیگر که اضطراب کمتری تولید می‌کند تغییر جهت می‌دهد، زیرا هیجانات نتوانسته‌اند در محل اصلی ابراز شوند. معمولاً این تغییر جهت به سمت افراد ضعیف‌تر (خشم نسبت رئیس به همسر یا فرزند جابجا می‌شود) یا موقعیت‌های خنثی‌تر و کم خطرتر (مثلا فوبی که انگیزه جنسی ممنوع به حیوانات یا اشیاء‌جابجا می‌شود) اتفاق مي‌افتد.

9ـ سرکوبی یا واپس‌رانی (supression): فرد از ورود افکار، خاطرات انگیزه‌ها و تکانه‌های غیرقابل قبول به حوزه هوشیاری جلوگیری می‌کند هرچند در سطح ناخودآگاه آن‌ها در پی ابراز باشند. این مکانیسم عمده‌تر و گسترده‌تر از سایر مکانیسم‌ها است و بیش از سایر مکانیسم‌ها در حوزه آگاهی قرار دارد.

10ـ برگشت یا واپس‌روی (regression): فرد در شرایطی که قادر نیست با فشار روانی و ناکامی مقابله کند. نوعی تحریف و تغییر رفتار بچه گانه به صورت بازگشت به سطوح پایین‌تر رشدی از خود نشان می‌دهد.

11ـ فرافکنی یا برون فکنی (projection): فرد احساسات، افکار، آرزوها و تکانه‌های نامقبول خود و تهدیدکننده خود را به دیگران نسبت می‌دهد و بدین وسیله خود را از عذاب وجدان آسوده می‌سازد طی این مکانیزم فرد در عمل عمده انجام می‌دهد اول اینکه شخص دیگران را مسئول اشتباهات و اعمال بد خود می‌داند و آن‌ها را سرزنش می‌کند. دوم اینکه تکانه‌ها، افکار و تمایلات نامقبول خود را با نسبت دادن به دیگران از خود دور کرده و از اضطرابش کاسته می‌شود. در اختلال شخصیت‌های پارانویید و اختلال سایکوتیک پارانویید فریاد از این مکانیسم استفاده می‌شود.

12ـ تشکل واکنشی یا واکنش‌سازی: آزروها و تکانه‌ها و تمایلات درونی در جهت عکس و به طرز مبالغه‌آمیزی عنوان می‌شوند زیرا به حدی دردناک و اضطراب‌آور هستند که نمی‌توانند به آگاهی بیایند رفتارهای افراطی، غیرمنطقی شدید که تناسبی با موقعیت واقعی ندارد نظیر مودب بودن بیش از اندازه پیش کارفرمای مورد تنفر، نگرانی شدید درباره سلامتی کسی که آرزوی نهفته مرگ او وجود دارد نمونه‌هایی از این رفتار افراطی هستند.

13ـ انکار: فرد در این مکانیسم جنبه‌ها و بخش‌هایی از واقعیت را نمی‌تواند به دلیل نامقبول و اضطراب‌آور بودن آن‌ها بپذیرد به شکل ناآگاهانه رد می‌کند به گونه‌ای که اصلاً وجود دارد و آن موقعیت را انکار می‌کند، در موارد افراطی می‌تواند منجر به سایکوز شود.

14- دو نيمه سازي (spiliting): فرد، افراد يا موقعيت‌هاي را كه در گذشته يا حال احساس دوگانه نسبت به آنها داشته را به خوب و بد تقسيم كند. برخي افراد كاملاً خوب و برخي ديگر كاملاً بد هستند و يا حتي يك فرد در يك حالت و زمان كاملاً خوب است و سپس نظر شخص نسبت به همان فرد در حالت و زمان ديگري اين است كه كاملاً بد است. توانايي يكپارچه كردن قسمتهاي خوب و بد موقعيت‌ها و افراد وجود ندارد. اين مكانيزم در اختلال شخصيت مرزي ديده مي‌شود.

15- پرخاشگري انفعالي: فرد خشم خود را با ساير افراد (موضوعات عشق) و موقعيت‌ها معطوف به خود مي‌كند و يا رفتارهايي نظير شكست خوردنها، رفتارهاي ابلهانه و تحريك‌آميز به وضوح باعث آزار رساندن به خويش و مازوخيسم مي‌شود. در شخصيت‌هاي وابسته مازوخيسم و منفعل- پرخاشگر ديده مي‌شود.

16- كنش نمايي (acting out) در اين مكانيسم فرد خواست و تمايل يا تعارض ناخودآگاه خود را مستقيماً به عمل در مي‌آورد تا فكر يا حالت عاطفي و هيجاني آن به حوزه خودآگاهي وارد نشود مانند كودك آزاري، تندخويها و حمله ظاهراً بي‌‌هدف يا بي‌مبالاتي‌هاي جنسي.

17- همانندسازي فرافكنانه (projective indentification): فرد وجهي از خود را به شخص ديگري فرافكني مي‌كند. سپس به گونه‌اي رفتار مي‌كند كه او با آن بخش همانندسازي كند و مطابق با بخش فرافكنده شده رفتار كند و در نهايت فرد فرافكن و شخص دريافت كننده فرافكني احساس ايجاد يا يكي بودن مي‌كنند. عمدتاً مبتلايان به اختلال شخصيت مرزي از اين مكانيسم استفاده مي‌كنند.

18- همسان‌سازي: تمايلي ناخودآگاه به جذب و اقتباس ويژگي‌هاي شخصيتي فردي ديگر به ويژه خانواده يا افراد مهم.

19- درون فكني: اين مكانيزم عكس فرافكني است و فرد ويژگي‌هاي ديگران را به طور مرزي به عنوان خصوصيات شخصي خود قرار مي‌دهد. اين مكانيسم دفاعي نوعي همانندسازي است كه نزد كودكان متداول است.

20- اظهار و نشان دادن: فرد در اين مكانيسم حس ترحم و همدردي ديگران با بيان مشكلات و نگراني‌هاي خود جلب مي‌كند و به جاي نگه داشتن اين ناكاميها و اضطرابها در خود آنها را بيان مي‌كند تا از تنش حاصل از آنها رهايي يابد. در اين مكانيسم فرد با تشريح شكستها و ناراحتي‌ا، ضمن نشان ددن تلاش و تحمل خود سعي مي‌كند كمك و حمايت ديگران را نيز جلب كند و مي‌خواهد ديگران بهفمند زندگي چقدر برايش رنج‌آور بوده است.

21- تصعيد يا والاگرايي: تكانه‌هاي غيرقابل قبول نظير جنسي و پرخاشگري را در مسيرهاي اجتماع پسندانه هدايت كردن و راهي است براي ارضا كردن آن تكانه. جراحي از والاگرايي تكانه پرخاشگري به وجود مي‌آيد.

22- شوخي (humer) ابراز آشكار احساسات بدون ناراحتي شخصي و بدون تأثير ناخوشايند روي ديگران و به فرد اين امكان را مي‌دهد كه وضعيت وحشتناك را تحمل كند و حتي روي آن تمركز كند ولي بذله گويي نوعي جابجايي است كه در آن حس و فكر از موضوع عاطفي منحرف مي‌شود.

23- نوع‌دوستي: شخص به نحو سازنده‌اي به ديگران خدمت مي‌كند كه اين خدمت با ارضاي غرايز خودش همراه است و هدف از آن نوعي تجربه نيابتي است. تسليم نوع دوستانه با اين مكانيسم نوع دوستي متفاوت است زيرا در آن فرد از غرايز شخصي براي ارضاي ديگران چشم‌پوشي مي‌كند و فقط از طريق درون‌فكني حاصل مي‌شود.